أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )

197

كليات قانون ابن سينا ( فارسى )

از براى محرورمزاج واجب آن بود كه در ان عفو آن نباشد و اما از براى سردمزاج بود بايد كه در ان از توائل باشد اما حلاوت اگرچه بشكر بود مثل فالودجات همه ردى باشند و معطش ديگر بدانكه مضرت نان ما دامى كه هضم نشده باشد بسيار بود و مضرت گوشت اگر هضم نشده باشد به مثل كمتر از مضرت غير منهضم بود - فصل هشتم در تدبير آب و شراب بدانكه بهترين آبها بر كسى كه مزاج او معتدل بود آبى باشد كه در سردى معتدل بود نه بافراط يا آنكه آن را به برف و يخ سرد كرده باشند از بيرون ظرف خاصة كه آن جمد و برف ردى الجوهر باشند يعنى اشياء رديه آميخته باشند خواه جمد و برف جيد الجوهر بود و آنچه از يخ و برف گداخته شود عصب را مضرت رساند و همچنين اعضا تنفس را و بجمله احشا ضرر رساند و قادر نبود و احتمال از يخ و برف مگر كسى را كه او را مزاج دموى بود كه در ان مزاج حالى پديد نشود مگر به طول ايام و امعان در عمر اصحاب تجربه مىگويند كه بايد كه حافظ صحت جمع نكند در شربى واحد يا نزديك با يكديگر چنان كه يكى نگذشته باشد ديگرى وارد شود و آب كه از يكديگر در هضم دور باشند مثل آب نهر و آب بيركه آب نهر لطيف باشد و آب چاه غليظ بود و اما اختيار آب و اصلاح آن بطبخ و سركه از بيش گذشته شد بايد كرد ديگر بدانكه تشرب به نهار و بعد از حمام و بعد از رياضت و خصوص حركت جماع مضر بود و از ان احتراز بايد كردن ديگر بدانكه اگر كسى را تشنگى حادث شود و ميل او باب بسيار بود اول بيند كه آن تشنگى صادق بود يا كاذب و علامت صادق آن باشد كه هرچند كه بر ان صبر كنى تشنگى زياده گردد و هرچند كه مكث شود حرارت زياده گردد اما تشنگى كاذب بصبر بر طرف مىشود پس بعد از صبر اگر بر طرف شد كاذب بود و الا آب بايد خورد پس در تشنگى كاذب اگر آب خورند زود ازو تشنگى بر طرف نشود بلكه زياده شود همچنانكه در حمام و در وقت انهضام غذاء غليظ پس بايد كه درين وقت از آب اجتناب نمايد و ضبط خود كند و اگر حاره نبود او را از غلبه حرارت و تعب آب خورد بمص از كوزه سرتنك بدفعات بايد يا آنكه اگر او را اخمار بود از آب سرد منتفع گردد اگرچه بناشتا باشد بسبب گرمى مزاج معده ايشان و اما آبى كه در ان فتورى باشد مورث غثيان بود و موجب ارخا و اگر از ان گرم‌تر زياده موجب ضعف و ايهان قوت معده شود وقتى كه بسيار وارد سازند و اگر گاهى خورند معده را بشويند و شكم را براند مبحث شراب بدانكه شراب را تعريف مىكنند و گاهى برنگ مىكنند و گاهى ببو و گاهى بطعم و گاهى برائحه و گاهى بقوام و گاهى بمزاج آن و آن شرابى كه در غايت بود از جودت او را هم در طعم و هم از لون و هم در رائحه و در جميع اين اشيا مناسبت باشد و موافق حال طبيعى بود اما شراب ابيض لون رقيق القوام موافق بود از براى مردم گرم‌مزاج و مناسب بود و موجب صداع نشود در ايشان بلكه صداعى كه بواسطه التهاب معده پديد شده باشد آن را تسكين نمايند و همچنين قائم‌مقام شراب ابيض رقيق مىشود شرابى كه آن را مروق ساخته باشند به نانى كه در فر پخته شده باشد و آن را كعك گويند خاصه كه آن شراب را كه پيش از ترويق به دو ساعت ممزوج كرده باشند به آب و اما شراب غليظ حلو از براى كسى مناسب بود كه او را قصد فربهى كنند و تقويت بدن و اما در ان خوف تشديد هست پس بايد كه از تشدد آن برحذر باشد بانكه در ان زيادتى نكنند و ملتفات و مفتحات بعد از ان خورند مثل سكنجبين ساذج و فوتنجى و بزورى و اما شراب كهنه كه احمر بود موافق بود به صاحب مزاج سرد و بلغمى و اما خوردن شراب بر طعام از اطعمه رديه و بعد از ان نبايد آشاميدن مگر بعد از آنكه هضم شود آن غذا در معده و از معده منحدر گردد و اما طعام ردى الكيموس پس شرب شراب بر آن در آن‌وقت ردى باشد از جهت آنكه غذاى ردى الكيموس را تنفيذ مىدهد باقاصى اعضا و همچنين بود حال در شرب شراب بر بالاى فواكه كه خاصه بطبخ و چون خواهند كه شرب شراب كنند بايد كه ابتدا كنند باقداح صغار دون الكبار اما اگر كسى را عادت بود كه به شراب مدد دهد هضم را بايد كه او را قدحى يا دو قدح بدهند تا آنكه غذا را هضم كند و مدد دهد هضم را و همچنين بود حال در عقب فصد از براى صحيح المزاج و همچنين بود حال در شراب كه نفع مىدهد محرور ادرار صفرا و مرطوب را به انضاج رطوبات غليظ و هرچند كه زياده شود عطريت آن زياده خواهد بود طيب آن و رايحه آن و طعم آن و آن اوفق بود و نيكو منفذى بود از براى غذا خاصه كه هضم شده باشد يا قريب بود به هضم و قاطع بلغم باشد و محلل آن و اخراج صفرا در بول و غير بول و ازلاق سودا كند تا به سهولت دفع شود و قمع عكريت آن كند بسبب ضديتى كه در مزاج شراب بود و حل مىكند هر چيزى كه منعقد شده باشد در بدن از غير تسخين بسيار غريب و ذكر اصناف آن در موضع خود كرده شود و كسى را كه دماغ او قوى بود در